تبلیغات
دبستانی ترین احساس

دبستانی ترین احساس
(ایج )شهر من ،من به تو می اندیشم 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
کودکی با پاهای برهنه روی برفهاایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد....
زنی در حال عبور او را دید.او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت:مواظب خودت باش...
کودک به چشمهای زن خیره شد و پرسید: ببخشید خانم شما....شما خدا هستید؟!
زن لبخند زد و پاسخ داد نه...من فقط یکی از بنده های خدا هستم.
کودک گفت: مطمئن بودم که با او نسبت داری!!!


به راستی چه افتخاری بالاتر از این که ما با خدا نسبت داریم؟! 



طبقه بندی: در مسیر زندگی،
[ یکشنبه 26 آذر 1391 ] [ 03:54 ب.ظ ] [ نظری ]
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام خداوندی که داشتن او جبران همه نداشته های من است.
می ستایمش، چون لایق ستایش است.

تبریک می گم ,امروز اولین روز از بقیه عمر شماست!
به وبلاگ من خوش اومدید.
من یک معلمم و امیدوارم که لحظه ای بتونم شما رابه دوران شاد دبستان برگردونم!!!!!
منو از نظرات سازنده خودتون محروم نکنید.

وبرای همیشه از زحمات استاد بزرگوارم جناب آقای ایزدی كه این راه رو به ما نشون دادند تشكر می كنم.//نظری

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Online User